داستان مصور عزم ماندن و رفتن | ۳- انس بن حارث کاهلی

#داستان_مصور | عزم ماندن و رفتن

◽️قسمت سوم: انس بن حارث کاهلی
◽️آن به آن، میدانی برای انتخاب... #انتخاب_تو_چیست؟

 

◽️دهه اول قمری
از صحابه پیامبر(ص) بوده و بارها شاهد محبت بسیار پیامبر(ص) به امام حسین(ع) بوده و می داند به سبب آیه مباهله، امام حسین(ع) پسر پیامبر(ص) است.
روزی کناری پیامبر(ص) نشسته بود که ایشان فرمودند: «این پسرم (امام حسین) در سرزمینی که به آن کربلا گفته می‌شود، کشته می‌شود. پس هر یک از شما آن را درک کرد، او را یاری کند.» و این جمله پیامبر(ص) گویی مدام در جان و دلش طنین می اندازد.

عاشورای سال 61 قمری
به خواست امام حسین(ع) نزد عمر سعد می رود تا او را موعظه کند. به او می گوید: به خدا سوگند تو مسلمان نیستی چون می‌خواهی پسر رسول خدا(ص) را بکشی. عمر سر به زیر می اندازد و می گوید:به خدا سوگند می‌دانم قاتل حسین در آتش است، ولی گریزی از اجرای فرمان امیر عبیدالله بن زیاد نیست.
در نهایت به میدان می رود و رجز می خواند و دلیرانه می جنگد  تا به شهادت می رسد.

 

▫️محصول خانه‌ی طراحان انقلاب اسلامی
▫️ایده‌پرداز و نویسنده شعار: صادق جمالی
▫️تصویرساز: فاطمه طیوب 
▫️رنگ پرداز: لیلا تیموری‌نژاد
▫️طراح نوشتار: مجتبی حسن‌زاده
▫️نویسنده متن: هادی شریفی
▫️با سپاس از: استاد محمدحسین رجبی‌دوانی

⬇️ دریافت داستانک (استوری story) ⬇️

 

دریافت نسخه با کیفیت ۲۲ مگابایت

نظرات مطلب

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

این قرن قرنی است که حق در کره زمین به حاکمیت ‏خواهد رسید. آینده در انتظار توست...